چون وفات کرد ، بر پيشانی او ديدند نوشته به خطی سبز :هذا حبيب الله مات فی حب الله هذا قتيل الله بسيف الله . چون جنازه اش برداشتند آفتاب عظيم گرم بود . مرغان هوا بيامدند و پر در پر گذاشتند .و جنازه او در سايه داشتند - از خانه او تا لب گور - و در راه می بردند موذنی بانگ می گفت . چون به کلمه شهادت رسيد انگشت از وطا برآورد . فرياد از مردمان برآمد که زنده است . جنازه بنهادند ، و انگشت گشاده بود ، او مرده.هرچند جهد کردند انگشت به جای خود نشد . اهل مصر که حالت بديدند جمله تشوير خوردند و گفتند :توبه کرديم . از جفاها که با وی کرده بودند وکارها کردند بر سر خاک او که صفت نتوان کرد . رحمة الله عليه . (تذكرة الاولياء)

نوشته شده در چهارشنبه 11 مرداد1385ساعت 6:28  توسط سهيل
|