تبليغاتX
صبح است ساقيا قدحي پر شراب كن
 

 

شعر و ادب پارسی

جان بي جمال جانان ميل جهان ندارد          هر كس كه اين ندارد حقا كه آن ندارد
 با هيچ كس نشاني زان دلستان نديدم      يا من خبر ندارم يا او نشان ندارد
  نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 5:55  توسط سهيل   | 
قصه رانده شدن آدم از بهشت
 كرد شاگردي سوال از استاد              كز بهشت آدم چرا بيرون فتاد
 گفت بود آدم همي عالي گهر             چون به فردوسي فرو آورد سر
 هاتفي برداشت آواري بلند                كاي بهشتت كرده از صد گونه بند
 هركه در هردو جهان بيرون ما             سر فرود آرد به چيزي دون ما
 ما زوال آريم بر وي هرچه هست         زانك نتوان زد به غير دوست دست
 جاي باشد پيش جانان صد هزار           جاي بي جانان كجا آيد به كار
 هركه جز جانان به چيزي زنده شد        گر همه آدم بود افكنده شد
 اهل جنت را چنين آمد خبر                  كاولين چيزي دهند آنجا جگر
 اهل جنت چون نباشد اهل راز             زان جگر خوردن ز سرگيردند باز
 (منطق الطير- عطار نيشابوري)
  نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 5:54  توسط سهيل   | 
اي آفتاب آينه دار جمال تو                          مشك سياه مجمره گردان خال تو
صحن سراي ديده بشستم ولي چه سود    كاين گوشه نيست در خور خيل خيال تو
  نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 6:21  توسط سهيل   | 
دمي با بابا طاهر
 مرا نه سر نه سامان آفريدند          پريشانم پريشان آفريدند
 پريشان خاطران رفتند در خاك        مرا از خاك ايشان آفريدند
 =================================
چو آن نخلم كه بارش را خورده باشند       چو آن ويران كه گنجش را برده باشند
 چو آن ببري همي نالد در بن دشت          كه رودان عزيزش مرده باشند
 ====================================
خوشا آنان كه با ته همنشينند                 هميشه با دل خرم نشينند
 همين بي رسم عشق و عشقبازي         كه گستاخانه آيند و ته بينند
  نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 6:20  توسط سهيل   | 
از ديده خون دل همه بر روي ما مي رود        بر روي ما زديده چه گويم چهارود
 ما در درون سينه هوائي نهفته ايم               بر باد اگر رود دل ما زان هوا رود
  نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 6:33  توسط سهيل   | 
آشنايي با سوره هاي قرآن مجيد:
 نام سوره : حج *** شماره سوره : 22 *** محل نزول : مدينه *** تعداد آيه : 78 *** تعداد كلمه:1291*** تعداد حروف : 5070
 معني :قصد و آهنگ- نام يكي از عبادات اسلامي كه جز فروع دين مي باشد
 علت نامگذاري :آيات 25 تا 37 در 13 آيه از ساختن كعبه و فوايد و آثار اين فريضه اجتماعي- سياسي - عبادي سخن گفته است و همچنين فرمان اعلان عمومي حج در لابلاي اين آيات علت انتخاب اين نام است.
 نامهاي ديگر :ندارد
 محتوي سوره :
 مبدأ و معاد و دلايل منطقي آن، قدرت مطلقه خدا در دنيا و آخرت.
 انذار مردم غافل از صحنه هاي قيامت.
 هيبت و عظمت بر پا شدن قيامت در 10 آيه.
 جلال بشارت به نعمتهاي بي پايان الهي براي صالحان.
 دعوت مردم به بررسي سرنوشت عبرت انگيز گذشتگان و عذابهاي دردناك الهي كه بر آنها نازل شده است.
 سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهيم و لوط و قوم شعيب و موسي
 مسأله حج و ساختن كعبه و آثار و بركات فريضه حج و مسأله قرباني و طواف.
 پند و اندرزهايي در زمينه هاي مختلف زندگي.
 تشويق به نماز و زكات و امر به معروف و نهي از منكر و توكل و توجه به خداوند.
 ترتيب سوره :به ترتيب جمع آوري، بيست و دومين سوره است. و به ترتيب نزول، صد و سومين سوره است كه بعد از سوره «نور» و قبل از سوره «منافقون» نازل شده است.
 داستانهاي سوره :ندارد
 فضيلت سوره : پيامبر اسلام(ص) فرمود: «هر كس سوره حج را بخواند پاداش حج و عمره را خدا به او مي دهد به تعداد تمام كساني كه در گذشته و آينده حج عمره بجا آورده يا خواهند آورد.»
 (منبع : سايت راديو قرآن)
  نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 6:32  توسط سهيل   | 
         سالروز وفات حضرت زينب كبري (س) را تسليت عرض مي نمايم.
 دردم از يارست و درمان نيز هم                 دل فداي او شد و جان نيز هم
 اينكه ميگويند آن خوشتر ز حسن               يار ما اين دارد و آن نيز هم
  نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 8:37  توسط سهيل   | 
قسمتي از خطابه حضرت زينب (س) در شام :
 اى يزيد، اكنون كه به گمان خويش بر ما سخت گرفته اى و راه اقطار زمين و آفاق آسمان و راه چاره را به روى ما بسته اى و ما را همانند اسيران به گردش در آوردى ، مى پندارى كه خدا تو را عزيز و ما را خوار و ذليل ساخته است ؟ و اين پيروزى به خاطر آبروى تو در نزد خداست ؟ پس از روى كبر مى خرامى و با نظر عجب و تكبر مى نگرى و به خود مى بالى خرم و شادان كه دنيا به تو روى آورده و كارهاى تو را آراسته و حكومت ما را به تو اختصاص داده است.
 اندكى آهسته تر ! آيا كلام خداى تعالى را فراموش كرده اى كه فرمود : گمان نكنند آنان كه به راه كفر رفتند مهلتى كه به آنان دهيم به حال آنان بهتر خواهد بود ، بلكه مهلت براى امتحان مى دهيم تا بر سركشى بيفزايند و آنان را عذابى است خوار و ذليل كننده ؟
  نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 8:35  توسط سهيل   | 
زين خوش رقم كه بر گل رخسار مي كشي        خط بر صحيفه گل و گلزار مي كشي
اشك حرم نشين نهانخانه مرا                        زان سوي هفت پرده به بازار مي كشي
  نوشته شده در  پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 6:43  توسط سهيل   | 
انشاءالله
 مردی به بازار می رفت تا خری بخرد. مردی به او رسید و گفت : کجا می روی؟ گفت : به بازار تا خری بخرم. گفت : بگو انشاءالله . گفت : چه جای انشاءالله است؟ خر در بازار و درهم در آستین. چون به بازار در آمد دزدی بر او زد نقدینه اش را ربود. چون باز می گشت مرد پیش آمد و گفت : از کجا می آیی؟ گفت : از بازار انشاءآلله . پولم را دزدیده اند انشاءالله . خر نخریده ام انشاءالله . ناکام و زیان دیده به خانه می روم انشاءالله .
 (کلیات عبید زاکانی)
  نوشته شده در  پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 6:41  توسط سهيل   | 
خجسته سالروز ولادت اميرالمومنين علي ابن ابيطالب (ع) را تبريك و تهنيت عرض مي نمايم .
افسر سلطان گل پيدا شد از طرف چمن              مقدمش يا رب مبارك باد بر سروچمن
خوش بجاي خويشتن بوداين نشست خسروي    تانشيندهركسي اكنون بجاي خويشتن
  نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 8:56  توسط سهيل   | 



 
  نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 8:50  توسط سهيل   | 
حكايات شيوانا
روزی شیوانا پیرمعرفت را به یک مجلس عروسی دعوت کردند. جوانان شادی می کردند و کودکان از شوق در جنب و جوش بودند.عروس و داماد نیز از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدند. ناگهان پیرمردی سنگین احوال از میان جمع برخاست و خطاب به جوانان فریاد زد که:" مگر نمی بینید شیوانا اینجا نشسته است؟! کمی حرمت بصیرت و معرفت استاد را نگه دارید و اینقدر بی پروا شوق وشادی خود را نشان ندهید.ناگهان جمعیت ساکت شدند و مات ومبهوت ماندند که چه کنند!؟ از سویی شیوانا را دوست داشتند و حضور او را در مجلس خود برکت آفرین می دانستند و از سوی دیگر نمی توانستند شور و شوق خود را در مجلس عروسی پنهان کنند. سکوتی آزار دهنده دقایقی بر مجلس حاکم شد. پیرمردان از این سکوت راضی شدند و به سوی استاد برگشتند و از او خواستند تا با بیان جمله ای جوانان بازیگوش مجلس را اندرز دهد. شیوانا از جا برخاست. دستانش را به سوی زوج جوان دراز کرد و گفت:" شیوانا اگر به جای شما بود دهها بار بیشتر فریاد شوق می کشید و اگر همسن و سال شما بود از این اتفاق میمون و مبارک هزاران برابر بیشتر از شما شادی می کرد. به خاطر این شیوانایی که از جوانی فاصله گرفته است و به حرمت معرفت و بصیرتی که در او جستجو می کنید، هرگز اجازه ندهید احساس شادی و شادمانی و شوریدگی درونی شما به خاطر حضور هیچ شیوانایی سرکوب شود! شادی کنید و زیباترین اتفاق جوانی یعنی زوج شدن دو جوان تنها را قدر بدانید که امشب ما اینجا به خاطر شیوانا جمع نشده ایم تا به خاطر او سکوت کنیم.می گویند آن شب پیرمردان مجلس نیز همپای جوانان شادی کردند.
  نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 6:5  توسط سهيل   | 
صبا گر گذري افتدت به كشور دوست         بيار نفحه از گيسوي معنبر دوست
 بجان او كه به شكرانه جان بر افشانم        اگر بسوي من آري پيامي از بر دوست
  نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 6:5  توسط سهيل   | 
چو باد عزم سر كوي يار خواهم كرد                نفس ببوي خوشش مشكبار خواهم كرد
 به هرزه بي مي و معشوق عمر مي گذرد      بطالتم بس از امروز كار خواهم كرد
  نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 6:19  توسط سهيل   | 
حکايت
 يکی از وزرا معزول شد و به حلقه ی درويشان درآمد. اثر برکت صحبت ايشان در او سرايت کرد و جمعيت خاطرش دست داد. مَلِک بار ديگر بر او دل خوش کرد و عمل فرمود قبولش نيامد و گفت : معزولی به نزد خردمندان بهتر که مشغولی.
 آنان كه كنج عافيت بنشستند
 دندان سگ و دهان مردم بستند
 كاغذ بدريدند و قلم بشكستند
 وز دست و زبان حرف گيران پرستند
 ملک گفتا : هر آينه ما را خردمندی کافی بايد که تدبير مملکت را شايد . گفت : ای ملک نشان خردمندان کافی جز آن نيست که به چنين کارها تن ندهد.
 هماى بر همه مرغان از آن شرف دارد
 كه استخوان خورد و جانور نيازارد
 (گلستان سعدي – باب اول در عبرت پادشاهان)
  نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 6:18  توسط سهيل   | 
سالروز ولادت با سعادت حضرت امام محمد تقي(جوادالائمه)(ع) را تبريك و تهنيت عرض مي نمايم.
 هركه را با خط سبزت سر سودا باشد       پاي ازين دايره بيرون ننهد تا باشد
 من چو ار خاك لحد لاله صفت برخيزم         داغ سوداي تو ام سّرِ سويدا باشد
  نوشته شده در  یکشنبه 23 تیر1387ساعت 6:31  توسط سهيل   | 
فرازهايي از حضرت جواد الائمه (ع):
 مؤمن نياز دارد به توفيقي از طرف خدا ، و به پندگويي از طرف خودش ، و به پذيرش از کسي که او را نصيحت کند.
 سه چيز است که بنده را به رضوان خدا مي رساند:1- زيادي استغفار،2- نرمخويي ،3- صدقه بسيار دادن.
 سه چيز است که هر کس آن را مراعات کند، پشميان نگردد: 1. اجتناب از عجله 2. مشورت کردن 3. توکل بر خدا در هنگام تصميم گيري.
 عزّت مؤمن در بى‏نيازى او از مردم است.
  نوشته شده در  یکشنبه 23 تیر1387ساعت 6:30  توسط سهيل   | 
بريد باد صبا دوشم آگهي آورد كه            روز محنت و غم رو به كوتهي آورد
به مطربان صبوحي دهيم جامه چاك         بدين نويد كه باد سحرگهي آورد
  نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 6:19  توسط سهيل   | 
آشنايي با سوره هاي قرآن مجيد:
 نام سوره : انبيا *** شماره سوره : 21 *** محل نزول : مكه *** تعداد آيه:112 *** تعداد كلمه :1168*** تعداد حروف : 4890
 معني :پيامبران
 علت نامگذاري :چون در اين سوره داستان زندگي بسياري از پيامبران مطرح شده است . از ميان 26 پيامبري كه نامشان در سراسر قرآن ذكر شده است در اين سوره داستان تعداد 16 نفر از پيامبران آمده است بدين جهت و براي تجليل و بزرگداشت مقام پيامبران به اين نام ناميده شده است .
 نامهاي ديگر :ندارد
 محتوي سوره :
 ذكر فرازهايي از حالات و برنامه هاي 16 نفر از پيامبران : موسي ، هارون ، ادريس ، ذاالكفل ، ذاالنون ( يونس ) ، ابراهيم ، لوط ، اسحاق ، يعقوب ، نوح ، داود ، سليمان ، ايوب ، اسماعيل ، زكريا و يحيي (ع)
 بحث پيرامون پيامبر اسلام (ص) و حضرت مسيح بدون ذكر نام آنها
 عقايد دين : مبدا و معاد يگانگي پروردگار
 آفرينش جهان بر اساس هدف و برنامه
 وحدت قوانين حاكم بر عالم
 وحدت سرچشمه حيات و هستي و وحدت موجودات در برنامه فنا و مرگ
 پيروزي حق بر باطل ، توحيد بر شرك و لشكريان عدل بر جنود ابليس
 هشدارهاي شديد نسبت به مردم غافل و بي خبر از حساب و كتاب
 ترتيب سوره :به ترتيب جمع آوري ، بيست و يكمين سوره و از نظر ترتيب نزول، هفتاد و دومين سوره اي است كه بعد از سوره «ابراهيم» و قبل از سوره «مؤمنون» نازل شده است.
 داستانهاي سوره :يونس در دريا : 87 و 88 ، ابراهيم : 51 تا 70 ، لوط : 71 و 74 و 75، نوح : 76 تا 77 ، داود و سليمان : 78 تا 82 ، ايوب : 83 تا 84 .
 فضيلت سوره :امام صادق (ع) فرمود : « هر كس سوره انبيا را از روي عشق و علاقه بخواند با همه پيامبران در باغهاي پر نعمت بهشت ، رفيق و همنشين مي گردد و در دنيا نيز در چشم مردم پر ابهت خواهد بود. »
 (منبع: سايت راديو قرآن)
  نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 6:17  توسط سهيل   | 
بخت از دهان يار نشانم نمي دهد              دولت خبر ز راز نهانم نمي دهد
 از بهر بوسه ز لبش جان همي دهم          اينم همي ستاند و آنم نمي دهد
  نوشته شده در  جمعه 21 تیر1387ساعت 9:42  توسط سهيل   | 
دمي با خواجه عبدالله انصاري
الهي ! تو سازکه از اين معلولان شفا نيايد ، تو گشاي که ازين ملولان کاري نگشايد .
الهي ! ظاهري داريم شوريده ، باطني داريم در خواب ، سينه اي داريم پر آتش ، ديده اي داريم پرآب ، گاه در آتش سينه مي سوزيم ، و گاه در آب چشم غرق آب
 آنچه به جان زنده است از زندگاني محروم است ، آنکه جان به جانان داد زنده حي قيوم است.
 دوستي او مارا مست کرد و رها کرد ، نشاني فرا داد و نشانه بلا کرد.
 روزگاري او را مي جستم ، خود را مي يافتم ، اکنون خود را مي جويم ، او را مي يابم.
 لقمه حرام ، و راضي شدن به نام ، الله داند که ماتمي بود تمام
 (الهي نامه )
  نوشته شده در  جمعه 21 تیر1387ساعت 9:41  توسط سهيل   | 
ما شبي دست برآريم و دعائي بكنيم      غم هجران ترا چاره ز جائي بكنيم
دل بيمار شد ا زدست رفيقان مددي       تا طبيبش به سر آريم و دوائي بكنيم
  نوشته شده در  پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 7:10  توسط سهيل   | 
ليلة الرغائب
 از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است که فرمودند:
 از اولین شب جمعه در ماه رجب غافل نشوید ... زیرا شبی است که فرشتگان آن را " لیلة الرغائب " می نامند.
 سپس رسول خدا فرمودند:
 کسی که روز پنجشنبه اول رجب را روزه گرفته و سپس نماز مخصوص این شب بجا آورد ... قسم به کسی که جانم در دست اوست ، هیچ بنده یا کنیزی - از بندگان و کنیزان خدا - این نماز را بجا نمی آورد ، مگر اینکه خداوند گناهان او را می بخشد ... گرچه گناهان او مثل کف دریا و به عدد شن و به وزن کوهها و به عدد برگهای درختان باشد ... و روز قیامت هفتصد نفر از خویشان خود را که همگی سزاوار آتش باشند شفاعت می کند.و در شب اول قبر خداوند ثواب آن را به بهترین صورت ، با روی گشاده و خندان و زبان فصیح برای او می فرستد که می گوید:ای محبوب من! مژده بده ... از هر سختی نجات پیدا کردی.می پرسد : تو کیستی؟! ... رویی بهتر از روی تو ندیده و بویی به خوشبویی تو به مشامم نرسیده.جواب می دهد : ای محبوب من! من ثواب آن نمازی هستم که در فلان شب ، فلان منطقه ، فلان ماه و فلان سال بجا آوردی ... امشب آمده ام تا حقت را ادا کرده ، مونس تنهایی تو بوده و وحشتت را از بین ببرم ... و در عرصه ی قیامت بر سرت سایه افکنم ... و تو هرگز خیری را از جانب مولایت از دست نخواهی داد.
 نماز شب " ليلة الرغائب"
 در بين نماز مغرب و عشا دوازده رکعت نماز بجا آورده ... هر دو رکعت به يک سلام و در هر رکعتي سوره فاتحه (حمد) يک بار
 انا انزلناه في ليله القدر (قدر) سه بار
 و قل هو الله احد (توحيد) دوازده بار
 و هنگامي که نمازها تمام شد ... هفتاد مرتبه اين صلوات " اللّهمَ صَلٍ عَلي محّمدٍ النَّبِيِّ الاُمِيِّ وَ عَلي آلِهِ"
 سپس در سجده هفتاد بار بگويد: " سُبُّوحٌ قُدّ ُوسٌ رَبّ ُ المَلائِکَةِ وَ الرُّوح ٍ" سپس سر خود را بلند کرده و بگويد:
" رَبِّ اغفِر وَ ارحَم وَ تَجاوَز عَمّا تَعلَمُ إنَّکَ أنتَ العَلِيُّ الأعظَم ُ " آنگاه بار ديگر به سجده رفته و در سجده همان چيزي را بگويد که در سجده اول گفت و سپس حاجت خود را از خدا بخواهد.انشالله تعالي بر آورده مي شود.
 (التماس دعا)
  نوشته شده در  پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 7:9  توسط سهيل   | 
سرم خوشست و به بانگ بلند ميگويم         كه من نسيم حيات از پياله مي جويم
 عبوس زهد بوجه خمار ننشيند                  مريد فرقه دُردي كشان خوشخويم
  نوشته شده در  چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 6:20  توسط سهيل   | 
اندر احوال ابوالحسن نوري
 نقل است كه نوري بيمار شد. جنيد به عيادت او آمد و گل و ميوه آورد. بعد از مدتي جنيد بيمار شد. نوري با اصحاب به عيادت آمد. پس با ياران گفت: هر كس از اين بيمار جنيد چيزي برگيريد تا او صحّت يابد. گفتند: برگفتيم! جنيد حالي برخاست نوري گفت: اين نوبت كه به عيادت آيي چنين آي نه چنان كه گل و ميوه اري.
(تذكرةالاولياء-عطار نيشابوري)
  نوشته شده در  چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 6:19  توسط سهيل   | 
چو برشكست صبا زلف عنبر افشانش         بهر شكسته كه پيوست تازه شد جانش
كجاست همنفسي تا بشرح عرضه دهم       كه دل چه ميكشد از روزگار هجرانش
  نوشته شده در  سه شنبه 18 تیر1387ساعت 6:28  توسط سهيل   | 
حکايت
 يکی را شنيدم از پيران مربی که مريدی را همی گفت : ای پسر ، چندانکه تعلق خاطر آدميزاد به
 روزيست اگر به روزی ده بودی بمقام از ملائکه درگذشتی. فراموشت نكرد ايزد در آن حال
 كه بودى نطفه مدفوق و مدهوش
 روانت داد و طبع و عقل و ادراك
 جمال و نطق و راءى و فكرت و هوش
 ده انگشت مرتب كرد بر كف
 دو بازويت مركب ساخت بر دوش
 كنون پندارى از ناچيز همت
 كه خواهد كردنت روزى فراموش ؟
 (گلستان سعدي - باب هفتم : در تاءثير تربيت)
  نوشته شده در  سه شنبه 18 تیر1387ساعت 6:27  توسط سهيل   | 
خوشتر از فكر مي وجام چه خواهد بودن      تا ببينيم سرانجام چه خواهد بودن
 غمدل چند توان خورد كه ايام نماند              گونه دل باش و نه ايام چه خواهد بودن
  نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 6:48  توسط سهيل   | 
دمي با بابا طاهر:
 خور از خورشيد رويت شرم دارد               مه نو ز ابرويت آزرم دارد
 به شهر و كوه و صحرا هر كه بيني           زبان دل بذكرت گرم دارد
 ==================================
غريبي بس مرا دلگير دارد         فلك برگردنم زنجير دارد
 فلك از گردنم زنجير بردار          كه غربت خاك دامنگير دارد
 =============================
دل عاشق به پيغامي بسازد           خمارآلوده با جامي بسازد
 مرا انديشه چشم تو كافيست         رياضت كش به بادامي بسازد

  نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 6:47  توسط سهيل   | 
سالروز شهادت امام علي النقي الهادي(س) را تسليت و تعزيت عرض مي نمايم.
 گر ازين منزل ويران به سوي خانه روم          دگر آنجا كه روم عاقل و فرزانه روم
 زين سفر گر به سلامت به وطن باز رسم        نذر كردم كه هم از راه به ميخانه روم
  نوشته شده در  یکشنبه 16 تیر1387ساعت 6:10  توسط سهيل   | 


 
  نوشته شده در  یکشنبه 16 تیر1387ساعت 6:0  توسط سهيل   | 
بكوي ميكده يارب سحرچه مشغله بود   كه جوش شاهدوساقي وشمع ومشعله بود
حديث عشق كه ازحرف و صوت مستغنيست    بناله دف وني درخروش و ولوله بود
  نوشته شده در  شنبه 15 تیر1387ساعت 6:12  توسط سهيل   | 
آشنايي با سوره هاي قرآن مجيد:
 نام سوره : طه *** شماره سوره : 20 *** محل نزول: مكه *** تعداد آيه : 1341*** تعداد كلمه : 1341 *** تعداد حروف : 5242
 معني :يكي از حروف مقطعه و يكي از نامهاي پيامبر (ص)
 علت نامگذاري :اولين آيه اين سوره مي باشد كه خطاب به پيامبر (ص) است همان كسي كه قرآن بر او نازل شده است. و اين خطاب پيام خاصي را براي پيامبر (ص) در بر دارد.
 نامهاي ديگر :حكيم-كليم
 محتوي سوره :
 اشاره كوتاهي به عظمت قرآن و بخشي از صفات جلال و جمال پروردگار.
 داستان موسي (ع) و مبارزه با فرعون و جادوگران و شيوه انحرافي سامري در تلاشش براي كشاندن جامعه به شرك و گوساله پرستي و نجات فرعونيان از چنگ نظام فرعوني و رهايي موسي و هارون و مؤمنان و غرق شدن فرعون و يارانش در دريا.
 معاد و بخشي از خصوصيات رستاخيز.
 قرآن و عظمت آن.
 سرگذشت آدم و حوا دربهشت و ماجراي وسوسه ابليس و هبوط آنها در زمين.
 ترتيب سوره :به ترتيب جمع آوري، بيستمين سوره است و به ترتيب نزول، چهل و چهارمين سوره است كه بعد از سوره مريم و قبل از سوره «واقعه» نازل شده است.
 داستانهاي سوره :موسي: 6 تا 99، آدم 116 تا 123.
 فضيلت سوره :پيامبر اسلام(ص) فرمود: «هر كس سوره طه را بخواند در روز رستاخيز ثواب مهاجران و انصار نصيبش مي شود.»
 منبع:سايت راديو قرآن
  نوشته شده در  شنبه 15 تیر1387ساعت 6:11  توسط سهيل   | 
ولادت با سعادت امام محمد باقر(ع) وحلول ماه رجب را تبريك عرض مي نمايم.
 عيدست و آخر گل و ياران در انتظار        ساقي بروي شاه ببين ماه و مي بيار
 دل برگرفته بودم از ايام گل ولي             كاري بكرد همت پاكان روزه دار
  نوشته شده در  جمعه 14 تیر1387ساعت 9:2  توسط سهيل   | 
از فرمايشات امام محمد باقر(ع)
 خدا در روز قیامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است باریک بینی می کند.
 هر که خوش نيت باشد ، روزي اش افزايش مي يابد.
 دوستي قلبي برادرت را از اندازه دوستي قلبي خودت نسبت به او بفهم.
 کسي به ولايت ما نمي رسد مگر با عمل (شايسته) و دوري از گناه.
 راستي که خداوند شخص بد زبان بيهوده گوي را دشمن مي دارد.
 يکي از محبوبترين بندگان خدا در نزد خداوند کسي است که نيکوکار و بسيار توبه کننده باشد.
 سخن نيک را از هر کسي ، هر چند به آن عمل نکند ، فرا گيريد.
 صبر کنید برگزاردن احکام شرع و شکیبایی ورزید در برابر دشمنتان و آماده و حاضر یراق باشید برای امامتان که در انتظار او هستید.
  نوشته شده در  جمعه 14 تیر1387ساعت 9:1  توسط سهيل   | 
باز آي ساقيا كه هواخواه خدمتم                 مشتاق بندگي و دعاگوي دولتم
 زآنجا كه فيض جام سعادت فروغ تست       بيرون شدي نماي ز ظلمات حيرتم
  نوشته شده در  پنجشنبه 13 تیر1387ساعت 7:2  توسط سهيل   | 
اهل بخیه
 وقتی از مجلس سلطان، خبر دادند که خیاطها را خواسته اند تا لباسهای عید را به آنان سفارش دوخت بدهند. همه خیاطان از هر سوی کاخ روی آوردند، در این وقت پالان دوزی را هم دیدند که جوالدوز در دست با شتاب خود را به همراه آنان می کشاند. از او پرسیدند : تو دیگر چه میگویی، مگر نه آنست که تنها خیاطان را خواسته اند؟ جواب داد: آخر ما هم اهل بخیه ایم!
 (از پاریز تا پاریس)
  نوشته شده در  پنجشنبه 13 تیر1387ساعت 7:1  توسط سهيل   | 
افلاطون و مرد نادان
 كسي به افلاطون حكيم يونان گفت: فلان شخص امروز از تو خيلي تعريف و ستايش كرد و دانايي تو را بسيار ستود و تو را بلند مرتبه توصيف كرد؛ وقتي افلاطون اين سخن را شنيد:
 زان سخن بگريست افلاطون بدرد                زوي آود از سردردي به مرد
 گفت: مي گريم كه در دل مشكلي است      تا چه كردم كان پسند جاهلي است
 هر چه باشد مرد نادان را پسند                   مرد دانا را بود آن تخته بند
 مي ندانم تا پسند او چه بود                       تا از آن توبه كنم، در حال، زود
 يك ستايش كان ز جاهل آيدم                      صد عقوبت دان كه حاصل آيدم
 وقتي ناداني از عالِم تعريف و توصيف ميكند سخن يا عملي را به فكر و انديشه ناقص خود، خوب دانسته و اين براي عالم جاي درد و داغ است. به همين جهت مي گويد:
 گر ستايش گوي من صد كس بود          ذوق يك صاحبدلم مي بس بود
 (مصيبت نامه – عطار)
  نوشته شده در  چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 6:46  توسط سهيل   | 
ديده دريا كنم و صبر به صحرا فكنم        وندرين كار دل خويش به دريا فكنم
 از دل تنگ گنه كار برآرم آهي               كاتش اندر گنه آدم و حوا فكنم
  نوشته شده در  چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 6:46  توسط سهيل   | 
گردست دهد خاك كف پاي نگارم                 برلوح بصر خط غباري بنگارم
 بر بوي كنار تو شدم غرق و اميد است        از موج سر شكم كه رساند بكنارم
  نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت 6:37  توسط سهيل   | 
حكايت
يكي گربه درخانه زال بود                      كه برگشته ايام و بدحال بود
 دوان شد به مهمان سراي امير              غلامان سلطان زدندش به تير
 چكان خونش از استخوان، مي دويد       همي گفت و از هول جان مي دويد
 اگر جستم از دست اين تيرزن                من و موش و ويرانه پيرزن
 نيرزد عسل، جان من، زخم نيش            قناعت نكوتر به دوشاب خويش
 خداوند از آن بنده خرسند نيست            كه راضي به قسم خداوند نيست
 (بوستان سعدي – باب ششم در قناعت)
  نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت 6:36  توسط سهيل   | 
ياد باد آنكه نهانت نظري با ما بود                      رقم مهر تو بر چهره ما پيدا بود
 يادباد آنكه چوچشمت به عتابم مي كشت        معجزعيسوي ات در لب شكرخا بود
  نوشته شده در  دوشنبه 10 تیر1387ساعت 3:24  توسط سهيل   | 

شوريده اي مي رفت و مي گفت : الهي در من نگر. شيخ (بايزيد بسطامي) گفت : نيكو سر و رويي داري تا در تو بنگرد ؟ گفت : اي شيخ آن نظر از براي آن ميخواهم تا سر و رويم نيكو شود .

شيخ را از اين خوش آمد.

  نوشته شده در  دوشنبه 10 تیر1387ساعت 3:23  توسط سهيل   | 
ده آدمی بر سفره ای بخورند و دو سگ بر مرداری با هم بسر نبرند . حريص با جهانی گرسنه است و قانع به نانی سير . حکما گفته اند : توانگری به قناعت به از توانگری به بضاعت.
 روده تنگ به يک نان تهی پر گردد
 نعمت روی زمين پر نکند ديده تنگ
 پدر چون دور عمرش منقضی گشت
 مرا اين يک نصيحت کرد و بگذشت
 که شهوت آتش است از وی بپرهيز
 به خود بر ، آتش دوزخ مکن تيز
 در آن آتش نداری طاقت سوز
 به صبر آبی برين آتش زن امروز
 (گلستان سعدي - باب هشتم : در آداب صحبت و همنشنى)
  نوشته شده در  یکشنبه 9 تیر1387ساعت 6:43  توسط سهيل   | 
كنون كه در چمن آمد گل از عدم بوجود       بنفشه در قدم او نهاد سر بسجود
بنوش جام صبوحي بناله دف و چنگ           ببوس غبغب ساقي بنغمه ني و عود
  نوشته شده در  یکشنبه 9 تیر1387ساعت 6:43  توسط سهيل   | 
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم      بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد       مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
  نوشته شده در  شنبه 8 تیر1387ساعت 7:40  توسط سهيل   | 
آشنایی با سوره های قرآن مجید:
 نام سوره : مریم *** شماره سوره : 19 *** محل نزول : مکه *** تعداد آیه : 98 *** تعداد کلمه : 982 *** تعداد حروف : 3802
 معني :مادر حضرت عيسي(ع) (دختر عمران)
 علت نامگذاري :از آيه 16 تا 35 اين سوره داستان مريم و ولادت عيسي (ع) مطرح شده است، همان مريم كه زن با تقوا، پاكدامن و شايسته و از برگزيدگان بود و همينطور داستان توّلد حضرت عيسي (ع) به صورت مشروح ذكر شده است.
 نامهاي ديگر :كهيعص
 محتوي سوره : سرگذشت زكريا و مريم و حضرت عيسي (ع)، يحيي (ع)، ابراهيم (ع)، اسماعيل (ع)، و ادريس (ع) كه هر كدام داراي نكات تربيتي خاصي است.
 مسايل مربوط به قيامت و چگونگي رستاخيز و سرنوشت مجرمين و پاداش پرهيزكاران.
 پندها و اندرزهايي كه مكمل بخشهاي قبلي است.
 قرآن، نفي فرزند از خداوند، مسأله شفاعت كه برنامه تربيتي مؤثري براي رساندن انسان به ايمان و پاكي و تقواست.
 ترتيب سوره :به ترتيب جمع آوري، نوزدهمين سوره است و به ترتيب نزول چهل و سومين سوره است كه بعد از سوره «فاطر» و قبل از سوره «طه» نازل شده است.
 داستانهاي سوره :ادريس: 57، اسماعيل: 55، زكريا ويحيي: 2 تا 15، عيسي: 16 تا 36، ابراهيم: 41 تا 50، موسي: 51 تا 55.
 فضيلت سوره :امام صادق(ع) فرمود: « هر كس به خواندن سوره مريم مداومت كند از دنيا نخواهد رفت مگر اينكه خدا به بركت اين سوره او را از نظر جان و مال و فرزند بي نياز مي كند.»
(منبع : سایت رادیو قرآن )
  نوشته شده در  شنبه 8 تیر1387ساعت 7:39  توسط سهيل   | 
الهي! از بود خود چه ديدم مگر بلا و عناد و از بودِ تو همه عطا است و وفا، اي به برپيدا و به كرم هويدا. ناكرده گير كِردِ رهي و آن كن كه از تو سزا.
 الهي ! شناخت تو مارا امان و لطف تو ما را عيان. الهي ! فضل تو مارا لوا و كنف تو ما را ماوي. الهي! ضعيفان را پناهي ، قاصدان را بر سر راهي، مومنان را گواهي ، چه بود كه افزائي و نكاهي؟
 الهي! چه عزيز است او كه تو او را خواهي و ر بگريزد او را در راه آيي، طوبي آنكس را كه تو او رايي. آيا كه تا از ما خود كرايي؟
 ترا كه داند؟ كه ترا تو داني! ترا نداند كس، ترا تو داني و بس. اي سزاوار ثناء خويش و اي شكر كننده عطاء خويش ، رهي بذات خود از خدمت تو عاجز و به عقل خود از شناخت منت تو عاجز، و به توان خود از سزاي عقل تو عاجز.
 (مناجات نامه خواجه عبدالله انصاري)
  نوشته شده در  جمعه 7 تیر1387ساعت 7:4  توسط سهيل   | 
رسيد مژده كه ايام غم نخواهد ماند       چنان نماند و چنين نيز نخواهد ماند
 من ار چه در نظر يار خاكسار شدم        رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند
  نوشته شده در  جمعه 7 تیر1387ساعت 7:4  توسط سهيل   | 
تنت به ناز طبيبان نياز مباد                     وجود نازكت آزرده گزند مباد
سلامت همه آفاق در سلامت توست       به هيچ عارضه شخص تو دردمند مباد
  نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 7:43  توسط سهيل   | 
با توام
 ای لنگر تسکین!
 ای تکانهای دل!
 ای آرامش ساحل!
 با توام
 ای نور!
 ای منشور!
 ای تمام طیفهای آفتابی!
 ای کبود ِ ارغوانی!
 ای بنفشابی!
 با توام ای شور ، ای دلشوره ی شیرین!
 با توام! ای شادی غمگین!
 با توام
 ای غم!
 غم مبهم!
 ای نمی دانم!
 هر چه هستی باش!
 اما کاش . . .
 نه ، جز اینم آرزویی نیست:
 هر چه هستی باش!
 اما باش
 (قيصرامين پور)
  نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 7:42  توسط سهيل   | 
زبان خامه ندارد سر بيان فراق            وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق
دريغ مدت عمرم كه بر اميد وصال         به سر رسيد و نيامد به سر زمان فراق
  نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 6:22  توسط سهيل   | 
دمي با ابوسعيد ابوالخير
 تسبیح ملک را و صفا رضوان را         دوزخ بد را بهشت مر نیکان را
 دیبا جم را و قیصر و خاقان را           جانان ما را و جان ما جانان را
 =============================
ای دلبر ما مباش بی دل بر ما            یک دلبر ما به که دو صد دل برما
 نه دل بر ما نه دلبر اندر برما              یا دل بر ما فرست یا دلبرما
 ============================
من دوش دعا کردم و باد آمينا           تا به شود آن دو چشم بادامينا
 از دیده‌ی بدخواه ترا چشم رسيد      در دیده‌ی بدخواه تو بادامينا
  نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 6:21  توسط سهيل   | 
            سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) و روز مادر و زن مبارك باد
 دوش در حلقه ما قصه گيسوي تو بود        تا دل شب سخن از سلسله موي تو بود
 دل كه از ناوك مژگان تو در خون ميگشت     باز مشتاق كمانخانه ابروي تو بود
  نوشته شده در  سه شنبه 4 تیر1387ساعت 7:5  توسط سهيل   | 
در یک روز آرام و آفتابی فرشته ای دزدکی از بهشت بیرون رفت و پایین آمد تا به این دنیا رسید او سرتاسر مزارع و جنگل ها و شهر ها را زیر پا گذاشت. درست وقتی که خورشید غروب کرد بالهایش را گشود و گفت: حالا دیدار من به پایان رسیده است و باید به جهان نور باز گردم ولی پیش از عزیمت باید یادگارهایی از این دیدار با خودم بر دارم. او به باغ گل زیبایی نگاه کرد و گفت: این گل ها چقدر خوشرنگ و خوش بو هستند و نادر ترین گلهای سرخ را چید و دسته گلی درست کرد و گفت: من چیزی زیباتر و خوش بوتر از اینها ندیده ام. اینها را با خود می برم. به کمی آن سوتر نگریست و کودکی دید با چشمان درخشان و گونه هایی همچون گل که به صورت مادرش می خندید او گفت: لبخند این کودک زیباتر از این دسته گل است من آن را هم با خود می برم. سپس به آن سوی گهواره نگاه کرد و دید محبت مادر همچون امواج رود به سوی گهواره و کودک جاری است و او گفت: محبت این مادر زیباترین چیزی است که در روی زمین دیده ام آن را هم با خود می برم. با آن سه گنجینه بال و پر کشان به سوی دروازه های مروارید نشان رفت. در بیرون در با خود گفت: پیش از وارد شدن به یادگاری هایم نگاهی می کنم و به گلها نگریست دید پژمرده شده اند. به لبخند کودک نگاه کرد دید ناپدید شده است به محبت مادر چشم دوخت دید با تمام زیبایی بکرش بر جا مانده است. او گلهای پژمرده را دور انداخت و نیز لبخند ناپدید شده را . و بال و پر کشان از درون دروازه گذشت و همه بهشتیان را نزد خود فرا خواند و گفت: این تنها چیزی است که در روی زمین پیدا کرده ام که تمام زیبایی خودش را تا مقصد بهشت حفظ کرده است.این محبت مادر است.
  نوشته شده در  سه شنبه 4 تیر1387ساعت 7:2  توسط سهيل   | 
نصحيتي كنمت بشنو و بهانه مگير         هر آنچه ناصح مشفق بگويدت بپذير
ز وصل روي جوانان تمتعي بردار           كه در كمين گه عمرست مكر عالم پير
  نوشته شده در  دوشنبه 3 تیر1387ساعت 6:35  توسط سهيل   | 
حکايت
 پادشاهى به ديده ی استحقار در طايفه درويشان نظر کرد. يکی زان ميان بفراست بجای آورد و گفت : ای ملک ما درين دنيا به جيش(لشكر) از تو کمتريم و بعيش از تو خوشتر و بمرگ برابر و بقيامت بهتر.
 اگر كشور گشاى كامران است
 و گر درويش ، حاجتمند نان است
 در آن ساعت كه خواهند اين و آن مرد
 نخواهند از جهان بيش از كفن برد
 چو رخت از مملكت بربست خواهى
 گدايى بهتر است از پادشاهى
 ظاهر درويشی جامه ی ژنده است و موی سترده و حقيقت آن ، دل زنده و نَفْس مرده.
 (گلستان سعدي – باب دوم در اخلاق پارسايان)
  نوشته شده در  دوشنبه 3 تیر1387ساعت 6:34  توسط سهيل   | 
ديدار شد ميّسر و بوس و كنار هم           از بخت شكر دارم و از روزگار هم
زاهد برو كه طالع اگر طالع من است        جامم بدست باشد و زلف نگار هم
  نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1387ساعت 6:27  توسط سهيل   | 
تیر ماه
 تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا تیشریه, در پهلوی تیشتر و در فارسی صورت تغییر یافته آن یعنی تیر گفته شده که یکی از ایزدان است و به ستاره شعرای یمانی اطلاق می شود. فرشته مزبور نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک , از باران بهره مند می شود و کشتزارها سیراب میگردد. تیشتر رادر زبانهای اروپایی سیریوس خوانده اند. هر گاه تیشتر از آسمان سر بزند و بدرخشد مژده ریزش باران می دهد. این کلمه را نباید با واژه عربی به معنی سهم اشتباه کرد.
  نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1387ساعت 6:26  توسط سهيل   |