
«روز بزرگداشت لسان الغیب حافظ شیرازی»غزل سرای همه اعصار و آینه روشن شعر گرامیباد
امروز روز بزرگداشت شمس الدین محمد شیرازی متخلص به حافظ و ملقب به لسان الغیب یكی از پررمز و رازترین شاعران ایران و جهان است. حافظی که آشنای همه ما ایرانیان است. در هر جایی که باشیم حافظ جزئی از خانه ایرانی است ، محرم اسرار ایرانیان است و اشعارش آرامش بخش و زیبا. حافظ را البته نمی توان حتی به ایران هم محدود کرد که حافظ یکی از گنجینه های بشری است و دیوانش یکی از میراث های گرانقدر فرهنگ انسانی است.
اشعار حافظ پر راز و رمز هستند ، خيلی از مفسران نتوانستند به راز برخی از ابيات او پی ببرند. از نظر حافظ عشق در نهايت يعنی دست يافتن به سرچشمه و گوهر زندگی. او همچنين در اشعارش از قرآن تاثير فراوانی گرفته است.
نكته مهم در اشعار حافظ ايهامی است كه تا امروز باعث ماندگاری آنها شده است. اشعار حافظ را هر كسی به ديد خود تفسير می كند و همين است كه مردم برای تفال دست به دیوان حافظ می كشند و از او مدد می گيرند.
دیوان حافظ در میان تمام آثار منظوم فارسی از همه بیشتر خوانده می شود ونام او از تمام سخنوران فارسی بیشر بر سر زبانهاست.
حافظ همه مردم را با گونه گونگی های عقول و افکار و میزان شناخت و معرفتشان به خود جذب می کند. اولین کتاب شعری که بعد از قرآن و کتب ادعیه به خانه های مردم فارسی زبان وارد می شود دیوان حافظ بوده و هست. حافظ خود و مردم روزگار خود را که در واقع از جهت بشریت نمونه هایی از مردم روزگارانند، در اشعار خود به محک، نقد و سنجش می زند. و بخصوص آنچه حافظ با آن مخالف است ریاکاری و دورنگی و دورویی و بدرفتاری در پندار و گفتار است.
===============================
در اکثر اشعار حافظ واژگانی وجود دارد که از نظر عرفانی دارای معانی خاص و ویژه ای می باشند که بدون توجه به آن معنی خاص شعر حافظ را نمیتوان به درستی درک کرد . در اینجا به ذکر برخی از آنها می پردازیم
آغوش : دریافت رموز واسرار الهی را گویند.
باده: عشق صوفیان مبتدی را گویند. عشقی که ضعیف است و این برای عوام نیز در ابتدای سلوک موجود است.
باده صافی: عشق بی آلایش است. عشقی خالی از هر عیب ونقص. فارغ از لذت وصل یا درد دوری وحرمان.
بت: مقصود ومطلوب را گویند .
بتخانه: دل عارف کامل است و نیز اشاره دارد به عالم جبروت .
بوسه : فیض وجذبه باطن است .
پیاله: تعینهای هستی میباشد که همه آنها آینه حق هستند. کنایت از محبوب نیز میباشد. صفای ظاهر وباطن که هرچه در او باشد عیان میگردد.
پیمانه : تعبیر دیگریست در بیان دل سالک وصوفی.
چشم جادو: جذبات الهی است .
چشم خمار : کنایه از پنهان کردن تقصیرات وکاستیهای سالک است بر روی سالک از جانب حضرت دوست .
چشم مست : سر الهی وجذبات حق است .
خرابات: در اصطلاح عبارت از خراب شدن صفات بشریت و فانی شدن وجود جسمانی است.
خرقه : علامت سر سپردن صوفی است به شیخ طریقت و در حقیقت نشانه تسلیم بود به خدای تعالی .
خم: اشاره دارد به واحدیت ومقام جمع را نیز گویند .
خمار: به ضم حرف خ. بازگشت سالک از مستی وحدت به کثرت را گویند. عاشق سرگردان .
خمر: غلبه عشق بر دل صوفی است که رسوایی به بار آورد .
ساغر: اشاره به دل صوفی است که میوصال ومحبت در آن ریخته میشود .
ساقی: اشاره دارد به محبوب مطلق و پیر طریقت. رساننده فیض که شراب عشق را به عاشقان خود میدهد.
سبو: اشاره دارد به تعینات ویژه من ومای اعتباری انسان. کنایت از جام میوحدت که از منبع فیض مطلق به هرکسی سهمی داده شدهاست .
شراب: افراط محبت یا کمال معشوق را گویند .
طرب: انس با حق تعالی است. سرور و شادی محض دل در آن .
عیش: دوام حضور است وفراغت آن به تمام وکمال معنی .
مطرب: آگاه کننده.
شاید کلمهای دشواریاب تر از رند در اشعار حافظ یافت نشود. کتب لغت آنرا به عنوان زیرک، بیباک، لاابالی، و منکر شرح میدهند، ولی حافظ از همین کلمه بدمعنی، واژه پربار و شگرفی آفریده است که شاید در دیگر فرهنگها و در زبانهای کهن و نوین جهان معادلی نداشته باشد.