تبليغاتX
صبح است ساقيا قدحي پر شراب كن
 

 

شعر و ادب پارسی

نقل است كه وقتي درويشي به مهمان احمد آمد.شيخ هفتاد شمع برافروخت.درويش گفت:مرا اين هيچ خوش نمي آيد كه تلمف با تصوف نسبت ندارد.احمدگفت:برو و هر چه نه از بهر خداي برافروخته ام تو آن را باز نشان. آن شب آن درويش تا بامداد آب و خاك مي ريخت كه از آن هفتاد شمع يكي را نتوانست كُشت. ( تذكرة الاولياء)
  نوشته شده در  سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 6:26  توسط سهيل   |