رباعیات ابوسعید ابوالخیر:
تا زلف تو شاه گشت و رخسار تو تخت افکند دلم برابر تخت تو رخت
روزی بینی مرا شده کشتهی بخت حلقم شده در حلقهی سیمین تو سخت
===============================
ایدل چو فراقش رگ جان بگشودت منمای بکس خرقهی خون آلودت
مینال چنانکه نشنوند آوازت میسوز چنانکه برنیاید دودت
================================
تیری ز کمانخانه ابروی تو جست دل پرتو وصل را خیالی بر بست
خوشخوش زدلم گذشت و میگفت بناز ما پهلوی چون تویی نخواهیم نشست

نوشته شده در سه شنبه 9 تیر1388ساعت 6:28  توسط سهيل
|